شب اخر
نی نی ناز و ملوس
،امشب اخرین شبیه که توی شکم مامانی، با مامانی ،قلب کوچولوت با قلب مامان یک جا میزنه ،پاهای کوچولوت رو تو شکم مامانی جمع می کنی و باز می کنی .کوچولو روزای خوبی بود روزای یکی بودنمون روزای شیرینی بود به طوری که هیچ عجله ای برای تموم شدن این دوره نداشتم و هنوز هم ندارم ،خوشحالم که فردا می یای می دونم که حضورت اونقدر بزرگه که همه زندگی منو حتی این روزا رو زیرو رو می کنه اما هنوز تا الان،این 8ماه و 23 روزبرام با تموم روزهای زندگیم فرق داشته و می خوام این اخرین لحظات هم فقط این لحظاتو درک کنم نی نی ناز روزای خوبی بود مرسی از اومدنت ،مرسی از حضورت ،مرسی از این که تو جواب مامانی رو زود دادی و اومدی به دنیاش ،مرسی به خاطر همه خوبیهات و معذرت می خوام اگه یه وقتایی ناشکری کردم و قدرتو ندونستم ،مامانی رو ببخش .خدایا شکرت ،نی نیمو حفظ کن برام ببخش به من این کوچولوی مهربونو ، از تو می خوام همه خوبیها و لطفهاتو در حق نی نی، خدایا شکرت.


شب اخر
